تو اینکاره نیستی،تو نمی تونی!!!

ترم آخر دانشگاه بود(ترم بهمن) و همه باید پروژه های پایانی شون و همین طور استاد پایان نامه شون رو انتخاب می کردن.   به دلیل عقب افتادن کنکور ارشد به خاطر سرمای فراگیر زمستان 86 و اینکه ترم قبل رو توی یک شهر دیگه …

ورود خانم‌ها به واحد طراحی ممنوع

این اولین جلسه مصاحبه کاری من بود…   قرار بود ساعت 10 صبح برای مصاحبه در محل دفتر شرکت حضور داشته باشیم. مسافت زیادی را راه داشتم و به خاطر هیجان و استرسی که داشتم زودتر از خونه بیرون آمدم و قبل از ساعت 10 …

داستان من

  امروز که این چند سطر را می نویسم، از مرز 60 ساگی گذر کرده‌ام و اندکی بیش از سی سال است که در آلمان زندگی می‌کنم. از نوجوانی، وقتی که 12-13 سال داشتم، به الکترونیک علاقه پیدا کردم. در آن روزگار، نیمه‌ی اول دهه‌ی …

مجله علم الکترونیک !

یادمه دوران دبیرستان بودم، مدرسه واسه کتابخونه یه سری کتاب جدید سفارش داده بود. مسئول کتابخونه هم یه تعداد از کتاب های قدیمی رو که دیگه به درد کتابخونه نمی خورد رو جدا کرده بود و به بچه ها گفت هرکس هر کدوم رو که …

آشنایی با الکترونیک

وااای عجب ماشین میزانیه دمت گرم داداش    چند روز بعد: حتما باید این لعنتی خراب میشد؟ گندش بزنن. خب حالا که اینجوری شد بهتره یه نگاهی داخلش بندازم … اوه خدایا عجب دنیایی فک میکنم اونقدرام بد نشد که کنترله ماشین شکست! این زیبا‌ترین …

روایت تجربه کاری شیرین

چند مدتی بود از یه نفر میخواستم سورس و مدار فلاشرو برام درست کنه و بخرمش و بدم بازار و واسه خودم منبع درآمد باز کنم. ولی سر ۵۰ تومن به توافق نرسیدیم!     بعد از حدود چند ماه که طراحیش تموم شد، خواستم …

این داستان کارگاه مخابرات

  ما یه استاد داشتیم که توقع داشت همه مدارات مخابراتی رو روی بردبرد جواب بگیریم ( اونم مدارات مخابراتی آنالوگ) . معمولا هم کار به این صورت بود که یه موج تو ورودی مدار میدادیم و شکل موجی که باید تو خروجی میدیدیم هم …

مکیدن لجن، هفته پژوهش و استارت پروژه بعد اتمام مهلت تحویل!

هنوز یادمه 5 سال پیش که سال دوم دبیرستان بودم، نزدیک موعد هفته پژوهش بود و طبق روال هر سال، همه در حال تکاپو برای به عرصه نمایش دراوردن دستاورد های یک سال اخیرشون و مدیر مدرسه در حال جست و جوی افراد با سابقه …

خاطره کارگاه مخابرات هنرستان!

یادش بخیر  همیشه میگن بهترین دوران تحصیل همون دوران مدرسه هست ، مخصوصا دوران هنرستان ، چون 2 سال همه با هم تو یک کلاس درس میخونید و به رفتارهای هم آشنا هستید.   سال 83 به ناچار وارد هنرستان غیرانتفاعی شهرم شدم ، چون …

دایدالوس، کاروشی… موبایل خیلی خفن….

سلام خدمت شما سروران. بله! دایدالوس هستم.     دو سه سال قبل بیشتر از اینها کار میکردم. به نحوی که رکورد دار اضافه کاری در شرکت هستم. اما یکی دوماه بد جوری ترکوندم. پروژه ایی داشتیم که برد های لازم برای آلات دقیق پروازی …

همیشه دستکش ایمنی گرون بخر!

چند سال پیش وقتی برای اولین بار کار طراحی و ساخت بردهای صنعتی برای صنایع بالادستی در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی رو در یک شرکت خصوصی شروع کردم یکی از روزها به سرم زد و از چندتا مغازه لوازم ایمنی فروشی نزدیک شرکت بازدید …

اگر خدا بخواهد

مرداد سال 86 بود. دقیق ماه و سالش یادمه چون شهریورش عروسیم بود! ( اون موقع 22 سالم بیشتر نبود!) مسابقات رباتیک دانشگاه تبریز بود با حضور پدر رباتیک ایران مرحوم پروفسور کارو لوکاس.   اولین بار بود که توی مسابقات رباتیک خارج از دانشگاه شرکت …

انتقام

همیشه که نباید ما از اساتید یاد بگیریم، خیلی وقتا اونا باید از دانشجو و دانش آموز چیزی یادبگیرن. 🙂   دوره  دبیرستان بود و ما معلم فیزیکی داشتیم که همه جور ظلمی به ما کرد، از زدن بی دلیل دانش آموز گرفته تا سوال …

برگی از گلستان الکترونیک ! که پروگرم آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها !

برگی از گلستان الکترونیک ! که پروگرم آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها ! وقتی تازه وارد شرکت مان شده بودم ،‌ همچون هر نوگلی به بوستان ، در پی جاهی بودم و مقامی. هر آن در پی مدیران از برای قانع کردن به …

دایدالوس، سردسته ی خلافکاران

سلام. دایدالوس هستم. در گذشته من یک خلافکار حرفه ای گریزپا بودم. خلافم چه بود؟ انجام پروژه های دانشجویی! در این امر شوم بقدری آوازه داشتم، که اساتید دانشگاه بهم کیس میدادند. دلیلش هم این بود که برخلاف برخی حضرات، من برای پول کار نمی‌کردم… …

خاطرات خراب کاری های ما در آزمایشگاه الکترونیک!

سلام. سال های دانشگاه به هر سختی که بود گذشت! اما با خودش یه بغل خاطره با خودش باقی گذاشت. چه شیطنت هایی که سر آزمایشگاه الکترونیک و مدار منطقی نمی کردیم!   یادمه ما یه استاد خیلی سخت گیر داشتیم. به همههه چیز گیر …

معامله شیرین دایدالوس

سلام، دایدالوس هستم. در دهه هشتاد که نوجوانی بیش نبودم و تازه کار در الکترونیک، تابستان برای کارآموزی به یک شرکت همی رفته بودم.   من و بورد ها روزی مدیر داخلی را همی نالان و درمانده دیدم، چرا که یک عالمه بورد قدیمی و …

ترانزیستور با یه عالمه تجربه

سلام من یه دهه هشتادی عاشق الکترونیکم و تجربه زیادی در الکترونیک ندارم. پس شاید داستانی رو که تعریف می‌کنم خیلی خام به نظر به رسه.   تغییر رشته همه چیز از اونجا شروع شد که توی سال نهم کلاسمونو بردن یه هنرستان و اونجا …

مکالمه مجانی من و علی!

با سلام اومدم بنویسم خاطره‌ام مربوط به چند سال پیشه که فهمیدم چقدر پیر شده‌ام! ولی حدود 25 سال پیش که کیوسک‌های تلفن هنوز سکه‌ای بودن تونستیم یه وسیله مکالمه مجانی بسازیم. بله فرستنده FM، البته با گیرنده رادیو به لطف اختراع بزرگی که داشتیم …

Bomber man

آقا ما یه پروژه‌ای طراحی کرده بودیم واسه کنترل دور موتور نمونه‌های اولیه اوکی بود و با یکی دوتا تغییر واسه بهتر شدن کار و نهایی کردن پروژه یه PCB زدیم. PCB آماده شد و با تمام افتخار به همکارم که سرپرست پروژه‌ام بود گفتم …

جلوه های بصری، زیر انداز، قطعه و عزراییل!

زمستون سال 93 بود که طبق معمول همیشه سیاست‌های مجموعه، می‌بایستی پروژه‌هایی را با فرمت دیداری و پرجلوه بصری را در چشمان درشت بین مسوولین گرانقدر صدارت و وزارت در تمامی وزن‌های رده بندی، مورد نوازش و عنایت قرار می‌دادیم. آن‌هم با ددلاین هایی محیرالعقول‌تر …

میگذاشتی لااقل یه هفته رو کار کنه!

سلام. بگذارید خاطراتم رو از دوران کودکیم شروع کنم. من از دوران کودکی خیلی به الکترونیک و لوازم الکترونیکی علاقه خاصی داشتم. بازی بچگیم هام هم راه انداختن آرمیچر و لامپ 3 ولتی و این چیزا بود. خیلی دوست داشتم بدونم لوازم برقی چجوری کار …

عاشقانه من و سیاوش

  حدود 17 ­سال پیش بود که برای یک پروژه نظامی سعی کردم یک ماژول صوت بسازم, قرار این بود که صدای رگبار یک اسلحه را بتونم ایجاد کنم و نیاز بود  مدت زمان بین فرمان و پخش فایل صوتی خیلی سریع اتفاق بیفته در …

زیادش نکن، میترکه! قسمت دوم

در قسمت اول (اگر مطالعه نکردید پیشنهاد میکنم قبل از مطالعه این قسمت حتما قسمت اول را مطالعه کنید) گفتم چطور شد که موفق شد یه کیفیت و صدای قابل‌قبول رو از بلندگو و آمپلی‌فایر دست‌ساز داشته باشم ولی هیچ‌وقت کافی نبود اون حجم از …

زیادش نکن، میترکه! قسمت اول

ماجرایی که میخوام به عنوان خاطره تعریف کنم برمیگرده به زمان نوجوانی و خامی و علاقه بیش از حد به الکترونیک و انجام کارهای خارق‌العاده! نمیدونم نوجوان‌های امروزی چه حال و هوایی دارند ولی چیزی که مشخصه توی دوره ما همه چیز متفاوت بود و …

فکر کردم کامپیوترم سوخت

یاد دوران قدیم بخیر. خاطره مال 82 بود و من بابام گفت اگر امسال تو مدرسه تجدید نیارید براتون کامپیوتر می‌خرم! من دوتا آوردم داداشم پنج تا حالا موندیم چکار کنیم که مادرم وارد عمل شد و گفت نه بچه‌ها تجدید نیاوردن و … در …

خلاقیت در اوج کمبود !!!

سلام حدوداً سال ۷۴ بود که قرار شد برای مراسم تئاتری که ویژه ایام دفاع مقدس بود یکسری کار مخصوص جلوه‌های ویژه آماده کنم 🔫💣🧨 که یکم بیشتر به واقعیت نزدیک باشه. لازمه گریز ناپذیر این کار اسلحه واقعی و چاشنی‌های برقی و گلوله‌های مشکی …

فقط یک پل دیود!

سلام دوستان! چند سال قبل در یک جمع مهندسین با تجربه بودیم که در حال اصلاح مدار یک تلویزیون رنگی بودند و کلی از طراحی‌ها را انجام داده بودن و رسیده بودند به اینجا که باید مداری طراحی کنیم که اگر جای قطب مثبت و …

عشق در یک انفجار

سلام 😍 اگه خوشتون اومد بگید داستان های دیگه هم دارم که بگم 😉 اکثر دوستانم میدونن که من علاقه بسیار زیادی به op-amp دارم آشنایی من و این بزرگوار برمیگرده به داستان زیر: سال دوم دبیرستان درس یا کارگاهی باعنوان قطعه شناسی – اندازه …

وقتی میتونی یه چیزی رو بسوزنی که هیچکس نمیتونه !!!

سلام .  سریع بریم سراغ اصل مطلب. همه الکترونیکی ها به رگولاتور آشنایی دارن. یه ولتاژ دی سی (بعضا کثیف) رو میگیره و یه ولتاژ دی سی تمیز میده. حالا یه ماژول دیگه هست بنام مبدل دی سی به دی سی. که ابعادش خیلی بزرگتره …

خازن عدسی همه کاره !!!

این خاطره برا زمانی هست که شبکه ۳ سیما تازه راه اندازی شده بود و همه تلویزیون ها باند UHF رو نداشتند .  اون زمان ما شروع کردیم به ساخت یه کانورتر UHF به VHF . خوب کارهای طراحی و تست رو انجام دادیم و …

عجله، تفکر، تامل

در اظهار نظر عجله نکنیم، تفکر کنیم و از اون بهتر، تامل کنیم سلام، سال ها پیش در کنار یکی از اساتید صنعت و دانشگاه مشغول به کار بودم و همراه ایشون پروژه های مختلفی را طراحی و اجرا می کردیم. به هر حال در …

خازن تانتال و مدیر خسیس

چند سال پیش در حال طراحی یک نوع ردیاب موتور سیکلت خاص بودم, ورژن های اولیه این ردیاب را ساخته بودیم و خیلی هم عالی داشت کار میکرد. ماژول GSM ای که روی اون بود ماژول SIM900 شرکت SIMCOM بود و همه چیز به خوبی …

زود قضاوت نکنیم

به حس حال آدم ها و بار معنایی کلمات دقت کنیم، زود هم قضاوت نکنیم   سلام، یکی از علاقه مندی های من طی 25 سالی که مشغول به فعالیت در حوزه الکترونیک هستم، تدریس کردن بوده. گرچه چند سالی هست دانشجوی درست و حسابی …

سایدبار
فروشگاه
بستن (Esc)
برای دیدن نوشته هایی که دنبال آن هستید تایپ کنید.

ورود

بستن (Esc)

Scroll To Top
Twitter Instagram Telegram