خیلی از طراحها وقتی میرسن به طراحی PCB، ناخودآگاه مستقیم میرن سراغ Routing. ترکها رو میکشن، لایه اضافه میکنن، Via میزنن و آخرش هم می بینن برد یا نویز داره، یا تو EMI رد می شه، یا مونتاژش دردسر می شه.
واقعیت اینه که توی خیلی از این موارد، مشکل از Routing نیست؛ مشکل از چیدمان نادرسته!
چیدمان قطعات، اسکلت اصلی طراحی PCB محسوب می شه اما اگه این مرحله درست انجام نشه، حتی تمیزترین Routing هم نمی تونه همه مشکلات رو جمع کنه.
تو این مقاله، قراره دربارهی نکات Placement بر اساس تجربه واقعی طراحی برد حرف بزنیم.

Placement یعنی اینکه قطعات رو کجا و کنار چی بذاریم.
اما نه فقط برای اینکه جا بشن؛ بلکه طوری که:
به زبان ساده، Placement خوب یعنی نصف مسیر طراحی PCB رو درست رفتی!
اولین چیزی که تو Placement باید بهش فکر کنی، خود برده؛ نه شماتیک.
ابعاد برد، محل نصب، نوع قاب و حتی روش مونتاژ، همگی روی چیدمان قطعات اثر دارن.
اگه بردت ترکیبی از قطعات SMD و THD هست، هیچ قانون طلاییای وجود نداره که بگه کدوم حتماً Top باشه یا Bottom !
اما معمولا قطعات مهم تر مثل تراشه های اصلی، کانکتور ها، حافظه های پر سرعت و… در لایه Top برد قرار داده می شوند.
✅ یک نکته خیلی مهم!!!
قطعات بزرگ، سنگین یا با ارتفاع زیاد معمولاً بهتره روی لایه TOP قرار بگیرند تا تو مونتاژ دوطرفه دچار مشکل مکانیکی نشن.
فاصله از لبه برد و کانکتورها
همه چیز نباید بچسبه به لبه برد و معمولاً فاصله ۱ تا ۳ میلیمتر منطقیه، ولی این عدد همیشه ثابت نیست.
کانکتورها هم داستان خودشون رو دارند، برای دسترسی بهتر و کاهش تنش مکانیکی، بهتره روی لبههای برد باشند.
تا جای ممکن، کانکتور رو تو Bottom نذار؛ مگر اینکه واقعاً مجبور باشی.
جانمایی تراشههای اصلی
خیلیها فکر میکنند تراشه اصلی باید حتماً وسط برد باشه اما واقعیت اینه که نه همیشه اینطور نیست
میکروکنترلر، FPGA یا پردازنده باید روی لایه ی Top و جایی باشه که ارتباطات مهمش کوتاهتر بشه.
مثلاً اگه حافظه DDR داری، فاصله MCU تا حافظه خیلی مهمتر از در مرکز بودن برده.
طول مسیر، ولی نه به هر قیمتی
کوتاه بودن مسیرها چیز خوبیه، چون:
اما این به معنی چسبوندن همه قطعات به هم نیست!
گاهی فاصله کم، باعث کوپلینگ ناخواسته و EMI میشه.
هدف، کوتاهترین مسیر نیست؛ بلکه بهینهترین مسیره.
تغذیه و خازنهای Decoupling
این یکی از اون جاهاییه که Placement حرف اول رو میزنه.
خازن Decoupling باید تا حد ممکن چسبیده به پایههای VCC و GND همون IC باشه.
هرچی فاصله بیشتر بشه، حلقه جریان بزرگتر میشه و پاسخ گذرا بدتر.
حتی ترتیب قرارگیری هم مهم هست؛ ابتدا باید خازن های کوچک تر (مثلا 100nF) و بعد خازن بزرگ تر (10nF) نسبت به پایه IC قرار بگیرند.

مقایسه جانمایی درست و غلط خازن Decoupling نسبت به IC
آخر دیتاشیت خیلی از قطعات، مخصوصاً:
یه بخش Layout Recommendation هست
این بخش رو شوخی نگیر؛ معمولاً حاصل کلی تست و تجربه ست.
برد رو مثل یه شهر ببین، نه یه صفحه شلوغ.
بخش Power، Digital، Analog و Memory باید محدوده خودشون رو داشته باشند.
پخش کردن قطعات یه بلوک تو کل برد، Routing رو سخت و نویز رو بیشتر میکنه.

نمونه تقسیمبندی صحیح بلوکهای عملکردی روی PCB
LED ها، کلیدها و Test Pointها بهتره روی TOP باشند
هم برای دید بهتر، هم برای تست راحتتر.
Placement خوب کمک میکنه Viaهای غیرضروری کمتر بشن.
هر Via یعنی:
جدا کردن بخش آنالوگ و دیجیتال فقط با فاصله فیزیکی حل نمی شه.
مسیر بازگشت جریان و زمین (GND) نقش خیلی مهمتری دارند.
مقاومت ها و خازنهای جانبی رو تا حد ممکن نزدیک همون IC بذار.
همچنین سعی کن چیدمان قطعات با جهت جریان سیگنال هماهنگ باشه؛ چون Routing خیلی تمیزتر درمیاد.
Clock Generator، Oscillator، DDR و Ethernet شوخیبردار نیستن.
باید خیلی نزدیک تراشه اصلی باشند و مسیرهاشون کوتاه، مستقیم و بدون انشعاب باشه و ترجیها قطعه ای هم سر راهشون قرار نده!
Placement فقط یه مرحله قبل از Routing نیست؛ پایهی کل طراحی PCB هست چون هرچقدر زمان بیشتری اینجا بذاری، بعداً کمتر باید دنبال رفع نویز و باگ باشی. تجربه نشون داده یه Placement خوب، نصف مسیر موفقیت یه برد الکترونیکیه.
پس قبل از اینکه ترک بکشی، یه بار دیگه به چیدمان قطعاتت نگاه کن
بسیار عالی امیدوارم مطالب بیشتر از این نویسنده در این سایت مشاهده کنیم خیلی نکات ریز و کاربردی بیان شده بود
ممنون از این نکته کاربردی🙏
خیلی مفید و عالی بود ممنون از نویسنده 🙏🙏
سیسوگ با افتخار فضایی برای اشتراک گذاری دانش شماست. برای ما مقاله بنویسید.