در این روزهای پر التهاب و سراسر فشار و استرس، کشور ما به معنایی به جبههای برای زورآزمایی و کشمکش بین نیروهای کشورهای بلوک شرق و غرب تبدیل شده است. این وضعیت جدیدی نیست و ایران بارها در طول تاریخ به علت داشتن موقعیت استراتژیک خاص خود در منطقه شاهد این رویارویی بوده است. اما آیا این جنگ فقط جنگ موشک و پهپاد و هواپیماست و یا به شکلی نبرد تفکرها هم هست؟ این مقاله پاسخ به سوالی است که ده سال در ذهن من نقش بسته بود: چرا اونها همیشه بهترن؟

ما مهندسین همیشه سخت درگیر طراحی یک محصول و یا توسعه یک فرآیند هستیم و کمتر فرصت داشتیم نگاه ریشهای به مسائل داشته باشیم. همیشه شاهد بودیم که تمامی امکاناتی مثل پردازندهها، نیمههادیها، نرمافزارهای طراحی و خیلی چیزهای دیگه از کشورهای مغرب زمین یعنی اروپا و آمریکا به دنیا معرفی شدند و در نهایت به کشور ما هم رسیدند.
شاید این نکته را مطرح کنید که خوب امروزه بسیاری از کشورهای آسیایی مثل ژاپن و چین و کرهجنوبی هم بسیار در تکنولوژی پیشتاز هستند و حتی در مواردی جلوتر از خود اروپاییها. اما باید دقت داشته باشیم که خود کشورهای آسیایی منشا و مبدا این امکانات نبودند. چین و چینتایپه خود بزرگترین تولیدکنندههای چیپ و نیمههادی در دنیا هستند ولی خود مخترع اون نبودند.
سوال مهم اینجاست که چرا سرچشمه تمام این نوآوریها اروپا و آمریکا بوده و هست؟ چرا از نقاط دیگر دنیا نه!؟ چرا علیرغم همه تلاشها ما هنوز نتونستیم به کیفیت و سطحی که اونا رسیدن برسیم. علت را باید کجا جستوجو کرد؟ آیا دولتها و نهادهای سیاسی مقصر بودند؟ آیا مقصر ما مردمان بودیم و کمکاری کردیم؟ آیا اونها در مقایسه با ما باهوشتر هستند؟
کتاب آسیا در برابر غرب به قلم مرحوم داریوش شایگان از نخبههای ایران به ما کمک میکنه که جوابی برای این سوالها پیدا کنیم. جواب سوال غافلگیرکننده و جالبه. هیچ دلیل خاصی نداره! فقط اونا به شیوهای متفاوت از ما فکر میکنند. چرا اونا به شیوهای متفاوت فکر میکنند؟ چون تاریخ متفاوتی از ما داشتند.

از بین تمامی ملتهای آسیایی فقط کشور ژاپن بود که تونست تا حد زیادی مسیر کشورهای اروپایی را دنبال کنه و در خلاقیت موفق باشه. شاید بپرسید خوب پس کشور چین چطور؟ در دنیا چینیها را به عنوان آدمهای خلاق نمیشناسن! شاید این طعنه را از آمریکاییها بشنوید که چینیها فقط کپی میکنن !؟
برای پاسخ به این سوال که چرا فقط ژاپنیها از بین تمام کشورهای آسیایی مسیر پیشرفتشون به مانند کشورهای اروپایی بوده راهی به جز ورود به دنیای فلسفه نداریم. به عنوان مقدمه به این فکر کنید که ما همیشه سعی داریم مهارتی را یاد بگیریم مهارتهایی مثل آشپزی، زبان انگلیسی، برنامهنویسی، مدیریت، آرایشگری، مونتاژ یا حتی عمل جراحی قلب باز هم یه مهارته فقط خیلی پیچیدست. اما کمی تعجب میکنید اگر بشنوید کسی در تلاش هست تا طرز فکر دیگری را یاد بگیره و تقلید کنه. شایگان میگه که در شروع قرن بیستم زمانی که تفکرات هوسرل روشنفکر بزرگ آلمانی در دنیا بسیار معروف و همهگیر شده بود ژاپنیها شاگردانی را به آلمان فرستادن تا طرز فکر هوسرل را یاد بگیرن. ژاپنیها خیلی زودتر از ما این را کشف کردند که گاهی باید طرز فکر را آموخت نه صرفا مهارتی که محصول اون تفکره.
اما طرز فکر یه اروپایی یا آمریکایی به چه شکله؟ مگه هر انسانی طرز فکر خودشا نداره؟ مثلا جمعیت کشور ما حدودا 90 میلیونه و هر نفر طرز فکر خودشا داره. درسته هر انسانی طرز فکر خودش را داره ولی هر ملتی یک الگوی مشخصی از تفکر همگانی داره. مثلا همه ما ایرانیها ممکنه فکر کنیم “تو نیکی کن و در دجله انداز تا که ایزد در بیابانت دهت باز” یا “عاقبت جوینده یابنده بود”. اگر این شعرها را به یه آلمانی یا فرانسوی بگید احتمالا خواهید شنید هنوز دلایل کافی علمی و تجربی برای اثبات ایزد وجود نداره و حتی اگر هم وجود داشت هنوز مدرک مستندی وجود نداره که اگر شما کار خوبی برای دیگری کردی حتما در عوضش در آینده خیری ببینی! یا اینکه طبق شواهد تاریخی بسیاری به دنبال چیزی گشتن و آن را پیدا نکردن ولی بعد به طور کاملا اتفاقی توسط فردی پیدا شد پس همواره عاقبت جوینده یابنده نیست!
این اختلاف فاحش در اندیشه از زمین تا آسمونه و تفاوت در فکر باعث تفاوت در عمل و نتیجه میشه. برگردیم به جنگ دوازده-روزه و رمضان و کمی تفاوتها را با هم مرور کنیم. مسئله بسیار مهم برای ایران ترور شدن بسیاری از فرماندهان ارشد نظامی و دانشمندان هستهای بود. جدای از دردناک بودن این فقدان، خلاقیت عجیبی در نحوه ترورها وجود داشت. تمامی عملیات سر دقیقه و سر ثانیه رخ میداد با دقتی عجیب و مثالزدنی در موقعیتها و مکانهای باورنکردنی. در طول جنگ ما مدام تصاویری از شهر تلاویو پایتخت اسرائیل میدیدیم که توسط ایران موشک باران میشد. ساختمانهای سر به فلک کشیده با نظمی باورنکردنی در کنار هم ساخته شده بودند و هر ساختمان و تجهیزات اطرافش جزیی از یک پدافند یکپارچه بودند. بله اسرائیل نمونه بارزی از تفکر غرب هست و نوع فکرشون هیچ شباهتی به کشورهای اسلامی در خاورمیانه نداره.

در مقاله بعدی به این موضوع خواهیم پرداخت که مولفهها و ویژگیهای تفکر غرب که اون را از سایر تفکرات جدا میکنه چی هست و در ادامه پرداختن به این موضوع که باز کردن این بحث بین مهندسان الکترونیک چه اهمیت و کاربردی میتونه داشته باشه.
سیسوگ با افتخار فضایی برای اشتراک گذاری دانش شماست. برای ما مقاله بنویسید.