تکنیک، تاکتیک و استراتژی؛ سه لایه تصمیم‌گیری که هر مهندس باید بشناسد (3+1)

195 بازدید
۱۴۰۵-۰۳-۰۲
7 دقیقه
  • نویسنده: مهدی حریری
  • درباره نویسنده: مشاور، طراح و تولیدکننده محصولات الکترونیکی Electronic Components Supplier - Jig Tester - PCBA

چرا یک مهندس الکترونیک باید با اصول مدیریت آشنا باشد. و اصلا قرار هست اینجا ما در مورد چی صحبت کنیم؟

بذار رو راست باشیم: ما مهندس‌های الکترونیک معمولاً عاشق مدار، طراحی، اسیلوسکوپ، و موارد خفن فنی هستیم.

ولی وقتی وارد پروژه واقعی می‌شیم، تازه می‌فهمیم نصف مشکلات اصلاً فنی نیستند!

 (البته این نصف هم به نظر در حالت خوشبینانه هست)

خیلی وقت‌ها پروژه نه به خاطر طراحی اشتباه، بلکه به خاطر مدیریت ضعیف، ارتباطات اشتباه و تصمیم‌گیری غلط زمین می‌خوره.

راستش را بگم، مهندسی فقط طراحی مدار نیست.

تو بهترین مدار دنیا رو هم طراحی کن، ولی اگر:

  • زمان‌بندی نداشته باشی
  • با تیم هماهنگ نباشی
  • نیاز مشتری رو درست نفهمی
  • ریسک‌ها رو پیش‌بینی نکنی

پروژه می‌ره هوا.

خیلی از ماها اینو دیر می‌فهمیم.

در ابتدا  مدیریت یعنی فهمیدن اینکه “چرا” کاری انجام می‌دی !

و مهندس‌ها معمولاً روی “چطور” انجام دادن تمرکز می‌کنن:

  • چطور نویز را کم کنم تا این مدار رو پایدار کنم؟
  • چطور مدارچاپی را طراحی کنم داخل جعبه جا بشه؟
  • چطور مصرف باتری رو پایین بیارم؟

ولی مدیریت می‌گه:

  • اصلاً چرا داریم این محصول رو می‌سازیم؟
  • مشتری چی می‌خواد؟
  • محدودیت بازار چیه؟
  • این ویژگی ارزش داره یا فقط وقت تلف می‌کنه؟

گاهی ما یک هفته وقت میگزاریم تا یک مدار رو فقط ۵٪ بهتر کنیم، در حالی که مدیر محصول می‌گه:

“این ۵٪ اصلاً مهم نیست، مشتری چیز دیگه‌ای می‌خواد!”

رک بگم: علوم انسانی = مهارت‌هایی هست که “دیتاشیت” ندارند، اما “الگو” دارند

چیزهایی مثل:

  • مذاکره کردن
  • مدیریت زمان
  • ارتباط با تیم
  • درک رفتار آدم‌ها
  • حل اختلاف
  • ارائه اسناد و مستندسازی

این‌ها چیزهایی هستن که تو هیچ آزمایشگاه الکترونیکی و واحد درسی پیدا نمی‌شن، ولی تو هر پروژه واقعی، نبودشون مثل نبودن مقاومت سری در LED هست : اولش فکر می‌کنی مهم نیست، ولی آخرش LED و میکرو می‌سوزه.

فرض کن داری روی یک ماژول مخابراتی کار می‌کنی.

از نظر فنی همه‌چیز عالیه:

  • PCB تر و تمیز
  • کیفیت آنتن خوب
  • ساختار کد پایدار
  • تست RF اوکی

ولی پروژه دیر تحویل می‌شه چون:

  • کسی وظایف رو تقسیم نکرده
  • تست میدانی دیر شروع شده
  • تیم نرم‌افزار و سخت‌افزار هماهنگ نیستن
  • مشتری درست در جریان کار نیست

اینجا مشکل فنی نیست، مشکل مدیریتیه.

مهندس‌هایی که مدیریت بلدند، سریع‌تر رشد می‌کنند

واقعیت اینه:

  • مهندسی که فقط تکنیک بلده ← همیشه اجراکننده می‌مونه
  • مهندسی که تاکتیک می‌فهمه ← لیدر تیم می‌شه
  • مهندسی که استراتژی می‌فهمه ← مدیر محصول،  CTO یا مدیر پروژه می‌شه

این‌ها شوخی نیست، این مسیر شغلی واقعی مهندس‌هاست.

مدیریت یعنی اینکه پروژه رو از دید “سیستم” ببینی

مهندس خوب کسیه که فقط به مدار نگاه نمی‌کنه، بلکه به کل سیستم نگاه می‌کنه:

  • هزینه تولید
  • موجودی قطعات
  • زمان مونتاژ
  • تست‌پذیری
  • نیاز بازار
  • پشتیبانی بعد از فروش

این‌ها چیزهایی هستن که یک مهندس با دید مدیریتی می‌فهمه.

اگر مهندس الکترونیک هستی و می‌خوای:

  • پروژه‌هات کمتر گیر کنه
  • با تیم های مختلف بهتر کار کنی
  • تصمیم‌های درست‌تری بگیری
  • سریع‌تر رشد کنی
  • و در نهایت به جای “فقط طراح مدار بودن”، تبدیل بشی به “مهندس کامل“

باید مدیریت، علوم انسانی و مهارت‌های نرم رو یاد بگیری و بری دنبالش.

چون واقعیت اینه:

تو پروژه‌های واقعی آدم‌ها، مسیرها، نگاه درست به سیستم و فرآیند، جامعه، سیاست و … سخت‌تر از طراحی و ساخت مدارها هستند. چیزهایی که باید یاد بگیری و درک کنی تا بتونی بهتر محصول یا خدمات تولید کنی بفروشی و البته پولدارتر بشی 😊

اگر فکر میکنی نیاز نیست یک مهندس الکترونیک اینها را بدونه پس مطمئن باش داری در مورد آینده خودت ریسک بزرگی میکنی، آینده ای که قرار هست تو در پایین هرم یک شرکت باشی و به جاهای خوبی نرسی و اگر برای خودت کار میکنی احتمالا همیشه شاکی هستی از عالم و آدم و به همه انتقاد داری و البته محتاج پول هستی 😊

حالا قرار هست ما در مورد چنین موضوعاتی در این چند مقاله صحبت کنیم، حالا دیگه وارد دنیای واقعی میشیم:

یک نکته ریز: این مقاله را بهتره چند بار و با فاصله زمانی بخونید 😉

بخش اول

تکنیک، تاکتیک و استراتژی؛ سه لایه تصمیم‌گیری که هر مهندس باید بشناسد (3+1)

بسیاری از ما واژه‌هایی را در حوزه‌های مختلف مانند مدیریت، اقتصاد یا علوم نظامی شنیده‌ایم؛ واژه‌هایی مانند استراتژی، تاکتیک و تکنیک. این مفاهیم بارها در کتاب‌ها، سخنرانی‌ها و تحلیل‌ها تکرار می‌شوند، اما شاید کمتر پیش آمده باشد که با دقت به تفاوت آن‌ها و کاربردشان در زندگی حرفه‌ای خود فکر کنیم.

سؤال‌هایی که ممکن است برای هرکدام از ما مطرح شود این‌هاست:
  • این واژه‌ها دقیقاً چه معنایی دارند؟
  • در چه موقعیت‌هایی به کار می‌روند؟
  • و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توان آن‌ها را در کار و حرفه خود به کار گرفت؟

برای درک بهتر این مفاهیم، یک مثال ساده را در نظر بگیریم.

فرض کنید کشوری را تصور می‌کنیم که برای ارتباط میان شهرهای مختلف، شبکه‌ای از جاده‌ها، پل‌ها و تونل‌ها در آن ساخته شده است. در این کشور هزاران راننده با خودروهای مختلف در حال تردد هستند. در طول مسیر نیز امکاناتی مانند پمپ بنزین، تعمیرگاه، استراحتگاه و مراکز امداد و نجات وجود دارد.

اکنون می‌توانیم این مثال را از منظر سه مفهوم تکنیک، تاکتیک و استراتژی بررسی کنیم.

تکنیک به مهارت‌ها و توانایی‌های عملی در کار با ابزارها و فناوری‌ها گفته می‌شود. زمانی که یک راننده خودرو را هدایت می‌کند، یا یک مهندس با دستگاه‌های آزمایشگاهی و تجهیزات فنی کار می‌کند، یا یک جراح در اتاق عمل مشغول کار است، در واقع در لایه یا سطح تکنیک فعالیت می‌کند. در این سطح، تمرکز اصلی بر مهارت‌های فنی و کار با ابزارها است.

حال فرض کنید پیشرفته‌ترین خودروی جهان را در اختیار داریم، اما آن را به ۲۰۰ سال قبل می‌بریم. در آن زمان جاده‌ها برای عبورگاری و چهارپایان طراحی شده‌اند، پمپ بنزینی وجود ندارد و تعمیرگاهی برای خودروهای مدرن در دسترس نیست. در چنین شرایطی حتی بهترین فناوری نیز عملاً قابل استفاده نخواهد بود.

اینجاست که مفهوم استراتژی مطرح می‌شود. استراتژی به تصمیم‌های کلان درباره جهت حرکت، اهداف بلندمدت و نحوه تخصیص منابع اشاره دارد. در مثال ما، تصمیم درباره توسعه شبکه حمل‌ونقل، اتصال شهرها و ایجاد زیرساخت‌های مناسب برای جابه‌جایی افراد و کالاها در سطح یا لایه استراتژیک قرار می‌گیرد.

در این سطح، تصمیم‌گیران ممکن است اصلاً در حوزه ساخت خودرو فعالیت نکنند، اما تصمیم‌های آن‌ها درباره زیرساخت‌ها، قوانین، سرمایه‌گذاری و شبکه حمل‌ونقل مستقیماً بر امکان استفاده از خودروها اثر می‌گذارد.

تا اینجا دو مفهوم از این سه لایه را بررسی کردیم:

  • استراتژی

تعیین جهت کلی حرکت و تصمیم‌گیری درباره نحوه تخصیص منابع برای رسیدن به هدف

  • تکنیک

مهارت‌ها، ابزارها و فناوری‌هایی که اجرای تاکتیک‌ها با استفاده از آن‌ها انجام می‌شود

        اما میان این دو سطح، لایه بسیار مهمی وجود دارد که اغلب کمتر به آن توجه می‌شود: یعنی تاکتیک.

  • تاکتیک

طراحی روش‌ها و برنامه‌های عملی برای اجرای مرحله به مرحله استراتژی

اگر یک کشور بهترین شبکه جاده‌ای را طراحی کرده باشد و بهترین خودروها نیز در اختیار مردم قرار داشته باشد، اما فاصله پمپ بنزین‌ها، تعمیرگاه‌ها و مراکز امداد به‌درستی طراحی نشده باشد، استفاده از این شبکه حمل‌ونقل با مشکل مواجه خواهد شد.

اگر فاصله پمپ بنزین‌ها بیش از حد باشد، بسیاری از خودروها قادر به طی کردن مسیر نخواهند بود و رانندگان مجبور می‌شوند سوخت اضافی حمل کنند. در چنین حالتی عملاً زیرساخت طراحی‌شده کارایی خود را از دست می‌دهد.

در چنین شرایطی، نقش تاکتیک آشکار می‌شود. تاکتیک‌ها روش‌های عملی برای اجرای گام به گام استراتژی هستند. در این مثال، طراحی محل استقرار پمپ بنزین‌ها، تعمیرگاه‌ها، استراحتگاه‌ها و مراکز امداد در طول مسیر نمونه‌ای از تصمیم‌های تاکتیکی محسوب می‌شود.

به بیان ساده‌تر، استراتژی جهت حرکت را مشخص می‌کند، تاکتیک‌ها مسیر اجرای آن را طراحی می‌کنند و تکنیک‌ها ابزار و مهارت‌های لازم برای انجام کار را فراهم می‌آورند.

به بیان دیگر:

  • استراتژی مشخص می‌کند «به کجا می‌خواهیم برویم»،
  • تاکتیک مشخص می‌کند «از چه مسیری برویم»،
  • و تکنیک تعیین می‌کند «چگونه حرکت کنیم».

برای روشن‌تر شدن موضوع، مثال دیگری را در نظر بگیریم.

فرض کنید قرار است مدیر یک بیمارستان ۲۰۰ تختخوابی انتخاب شود. چنین مجموعه‌ای شامل بخش‌های مختلفی مانند: اورژانس، آزمایشگاه، داروخانه، آشپزخانه، رختشورخانه، بخش‌های جراحی، کادر درمانی، کادر اداری و نیروهای خدماتی است. علاوه بر این، مدیریت بودجه، نگهداری ساختمان و تأسیسات، تأمین تجهیزات و هماهنگی میان بخش‌های مختلف نیز از وظایف مدیریت بیمارستان است.

در بسیاری از سازمان‌ها این تصور وجود دارد که اگر فردی در یک حوزه تخصصی بسیار توانمند باشد، به‌طور طبیعی می‌تواند مدیر خوبی نیز باشد.

اما مسئله اصلی این نیست که آن فرد پزشک یا جراح خوبی است؛ بلکه این است که آیا مهارت‌های مدیریتی و سازمانی لازم برای اداره چنین مجموعه‌ای را دارد یا خیر. مهارت فنی بالا لزوماً به معنای توانایی در مدیریت یک سازمان پیچیده نیست.

در بسیاری از سازمان‌ها مشاهده می‌شود که فاصله میان برنامه‌های کلان و اجرای عملیاتی وجود دارد. اهداف و برنامه‌ها به‌درستی تعریف می‌شوند و حتی متخصصان فنی توانمندی نیز حضور دارند، اما در مرحله اجرا مشکلات متعددی ایجاد می‌شود. در چنین شرایطی معمولاً مسئله اصلی ضعف در طراحی و اجرای تاکتیک‌ها است.

در علوم نظامی نیز این تقسیم‌بندی به‌خوبی دیده می‌شود. افرادی که با تجهیزات نظامی مانند تانک، هواپیما یا سامانه‌های موشکی کار می‌کنند در سطح تکنیکی فعالیت دارند. فرماندهان عالی‌رتبه که درباره جهت کلی جنگ و اهداف راهبردی تصمیم‌گیری می‌کنند در سطح استراتژیک قرار می‌گیرند. میان این دو سطح، فرماندهان و طراحانی قرار دارند که نحوه به‌کارگیری نیروها و تجهیزات را در میدان عمل برنامه‌ریزی می‌کنند؛ این همان سطح تاکتیکی است.

در علوم نظامی این مفاهیم به‌صورت آکادمیک تدریس می‌شوند و بسیاری از تجربیات عملی در میدان‌های واقعی، به توسعه دانش تاکتیکی به‌صورت بومی در کشور ما کمک کرده است.

به همین دلیل در بسیاری از سازمان‌ها، موفقیت تنها به داشتن فناوری پیشرفته یا برنامه‌های بزرگ وابسته نیست. آنچه اغلب تعیین‌کننده است، توانایی تبدیل اهداف و برنامه‌ها به اقدامات عملی و هماهنگ در میدان اجرا است.

برای یک مهندس نیز توجه به این موضوع اهمیت زیادی دارد. بسیاری از مهندسان در سطح تکنیک بسیار توانمند هستند و مهارت بالایی در طراحی، ساخت و حل مسائل فنی دارند. اما اگر بتوانند نگاه خود را فراتر از سطح تکنیک گسترش دهند و با مفاهیم تاکتیک و استراتژی نیز آشنا شوند، درک عمیق‌تری از محیط کاری و مسیر حرفه‌ای خود پیدا خواهند کرد.

آشنایی با این مفاهیم می‌تواند برای مهندسان بسیار ارزشمند باشد. اگر در برنامه‌های آموزشی دانشگاهی نیز به این مباحث توجه شود، فارغ‌التحصیلان علاوه بر مهارت‌های فنی، درک بهتری از مدیریت پروژه، کار تیمی و فرآیندهای تصمیم‌گیری خواهند داشت.

در بسیاری از پروژه‌ها، مشکل نه در استراتژی است و نه در توان فنی، بلکه در ضعف طراحی و اجرای تاکتیک‌ها رخ می‌دهد.

در نهایت می‌توان این بحث را با یک جمله ساده جمع‌بندی کرد:

انجام درست کارها مهم است، اما مهم‌تر از آن انتخاب کارهای درست است.

این همان تفاوت میان Efficiency و Effectiveness است.

چند جمله کلیدی:
  • تاکتیک‌ها روش‌های عملی برای اجرای استراتژی هستند و در نهایت این تاکتیک‌ها توسط افراد متخصص با استفاده از تکنیک‌ها اجرا می‌شوند.
  • مشکل اصلی زمانی ایجاد می‌شود که تصور کنیم مهارت فنی بالا در یک حوزه، به تنهایی برای مدیریت یک سازمان پیچیده کافی است.
  • استراتژی به طور ساده یعنی تعیین جهت کلی حرکت و تصمیم‌گیری درباره اینکه منابع و توانایی‌ها در کدام مسیر به کار گرفته شوند.

در این مقاله سه لایه اصلی تصمیم‌گیری یعنی تکنیک، تاکتیک و استراتژی را مرور کردیم.

در بخش بعدی به مفهوم مهم دیگری می‌پردازیم که در هر سه لایه نقش تعیین‌کننده دارد: «ریسک».

اطلاعات
195
2
4
اشتراک و حمایت
profile نویسنده: مهدی حریری متخصص الکترونیک

وبسایت: http://aniroot.com

مشاور، طراح و تولیدکننده محصولات الکترونیکی Electronic Components Supplier - Jig Tester - PCBA


مقالات بیشتر

slide

پالت | بازار خرید و فروش قطعات الکترونیک

قطعات اضافه و بدون استفاده همیشه یکی از سرباره‌‌های شرکتها و طراحان حوزه برق و الکترونیک بوده و هست. پالت سامانه‌ای است که بصورت تخصصی اجازه خرید و فروش قطعات مازاد الکترونیک را فراهم می‌کند. فروش در پالت
family

آیسی | موتور جستجوی قطعات الکترونیک

سامانه آی سی سیسوگ (Isee) قابلیتی جدید و کاربردی از سیسوگ است. در این سامانه سعی شده است که جستجو، انتخاب و خرید مناسب تر قطعات برای کاربران تسهیل شود. جستجو در آیسی
family

سیسوگ‌شاپ | فروشگاه محصولات Quectel

فروشگاه سیسوگ مجموعه ای متمرکز بر تکنولوژی های مبتنی بر IOT و ماژول های M2M نظیر GSM، GPS، LTE، NB-IOT، WiFi، BT و ... جایی که با تعامل فنی و سازنده، بهترین راهکارها انتخاب می شوند. برو به فروشگاه سیسوگ
family

سیسوگ فروم | محلی برای پاسخ پرسش‌های شما

دغدغه همیشگی فعالان تخصصی هر حوزه وجود بستری برای گفتگو و پرسش و پاسخ است. سیسوگ فروم یک انجمن آنلاین است که بصورت تخصصی امکان بحث، گفتگو و پرسش و پاسخ در حوزه الکترونیک را فراهم می‌کند. پرسش در سیسوگ فرم
family

سیکار | اولین مرجع متن باز ECU در ایران

بررسی و ارائه اطلاعات مربوط به ECU (واحد کنترل الکترونیکی) و نرم‌افزارهای متن باز مرتبط با آن برو به سیکار
become a writer
نویسنده شو !

سیسوگ با افتخار فضایی برای اشتراک گذاری دانش شماست. برای ما مقاله بنویسید.

ارسال مقاله
become a writer
نویسنده شو !

سیسوگ با افتخار فضایی برای اشتراک گذاری دانش شماست. برای ما مقاله بنویسید.

ارسال مقاله

خانواده سیسوگ

سیسوگ‌شاپ

فروشگاه محصولات Quectel

پالت
سیسوگ فروم

محلی برای پاسخ پرسش‌های شما

سیسوگ جابز
سیسوگ
سیسوگ فروم
سی‌کار

اولین مرجع متن باز ECU در ایران

سیسوگ مگ
آی‌سی

موتور جستجوی قطعات الکترونیکی

سیسوگ آکادمی
پالت

بازار خرید و فروش قطعات الکترونیک

دیدگاه ها

profile
جواد بورقانی گفت :
۱۴۰۵-۰۳-۲۰ ۱۶:۲۹

جای این بحث های مربوط به علوم انسانی در بین ایرانی ها واقعا خالیه، خیلی کم گفته شده و این بحث که خیلی هم عمومی و ساده بیان شده به درد همه ی مشاغل میخوره و متاسفانه دلیل اکثر شکست های ما همین ندانم کاری هاست، شروع خوبی برای این بحث بود و امیدوارم در ادامه فرصت کنید و به مسیر خوبی ببرید و به جای خوبی هم ختم بشه
جای یه چیزی در پایان قسمت اول خالیه، اون هم بیان چند منبع مطالعاتی که پیش از ادامه بحث بتونیم روش وقت بذاریم و درباره اش خوب بیندیشیم

profile
محمد گفت :
۱۴۰۵-۰۳-۱۴ ۱۲:۱۷

دیگه وقتش بود بعد این همه سال که سیسوگ جزییات فنی رو ارائه داده، دید بالاتری به مهندسی و حوزه برق و الکترونیک معرفی کنه

become a writer
نویسنده شو !

سیسوگ با افتخار فضایی برای اشتراک گذاری دانش شماست. برای ما مقاله بنویسید.

ارسال مقاله
become a writer
نویسنده شو !

سیسوگ با افتخار فضایی برای اشتراک گذاری دانش شماست. برای ما مقاله بنویسید.

ارسال مقاله